X
تبلیغات
ولایت غــــــور

ولایت غور

بنام خداوند گردان سپهر = فروزندهء مشعل ما ومهر = به ارض مقدس به بیت الحرام = به مهد محمد علیه السلام = به غور بلند و حصار بلند = که از چرخ گردان نبیند گزند

نامۀ سید انور رحمتی والی غور

بخوانید  و قضاوت نمایید!

یکشنبه ۳۱ حمل ۱۳۹۳

محترما! بعد از هیاهو و غوغا‌سالاری بی‌دلیل عده‌ای از افراد مساله‌دار، غاصبان ساحات سبز و اشخاص مغرض در مورد دعوای حقوقی شاروالی چغچران و رادیو تلویزیون غور و سوءاستفاده از بی‌اطلاعی و احساسات پاک جوانان در غور از جانب برخی افراد و رسانه‌ها به صورت یک‌جانبه، عاطفی، بدون تحقیق و خلاف معیارهای مسلکی، گزارش‌ها، اخبار و تحلیل‌های پر از اتهام به آدرس رهبری اداره ولایت و شاروالی این ولایت به نشر رسید که به زعم ما کاملا خلاف حقیقت و بسیار یک‌جانبه بوده است. به این وسیله می‌خواهم حقایق و واقعیت‌های قضیه را به اساس مدارک و اسناد قانونی و با ذکر سابقه و تاریخچه و شرایط فعلی، خدمت مردم عزیز افغانستان تقدیم کنم تا کمکی شده باشد به روشن‌تر شدن حقایق و پاسخی باشد به دوستانی که بدون تحقیق و بررسی همه‌جانبه، حقایق را وارونه جلوه داده و به تشویش افکار عامه و تضعیف جایگاه حکومت در غور دامن زده‌اند.

در مورد تاریخچه و واقعیت قضیه:

1-          به تاریخ ۸ /۶/ ۱۳۷۵ محل فعلی رادیو تلویزیون غور که در آن زمان متعلق به ریاست سره‌میاشت بوده و به طور عاریت چندسالی در اختیار رادیو نشرات وقت قرار داشته، با قوماندانی امنیه غور تبادله گردیده بود و وثیقه شرعی ۹۴/۱۷۶ از جانب محاکم غور به نفع قوماندانی امنیه ترتیب گردیده است. اگر در آن زمان رادیو تلویزیون کدام دعوی یا دلیل و مدارکی مبنی بر اثبات ملکیت خویش می‌داشت، محکمه با صلاحیت برای قوماندانی امنیه وثیقه شرعی ترتیب نمی‌کرد.
۲- در مورد تبادله زمین قوماندانی امنیه با شاروالی چغچران، به اساس پیشنهاد قوماندانی امنیه غور، وزرات محترم امور داخله به رویت مکتوب ۹۹-۵۹، به تاریخ ۵/۶/ ۱۳۸۴ چنین حکم داده‌اند «جایدادهای قوماندانی امنیه‌ی غور تحت ماستر پلان شهری قرار گرفته … مطابق پلان تبادله شود. هرگاه در مورد مشکلی باشد اصولا پیشنهاد گردد. متن احکام فوق به شما خبرداده شد. در حصه‌ی خویش اجراات بدارند
۳- در زمان ولایت آقای شاه عبدالاحد افضلی که محمدعثمان عصمت، شهردار چغچران بوده و شهید شاه‌جهان نوری قوماندانی امنیه‌ی غور به تاریخ ۱۸/ ۵/ ۱۳۸۵ زمینی که فعلا روی آن جنجال است میان قوماندانی امنیه و ریاست شهرداری بعد از طی مراحل قانونی، تایید هیات موظف و تصویب مجلس اداری ولایت، ضمن پرداخت چهارصدهزار افغانی پول نقد اضافی از سوی شهرداری، تبادله شد که بالای حدود هشتاد درصد از این زمین تبادله شده، به شمول قسمت غربی محل تلویزیون، نقشه‌ی شهری مطابق پلان توزیع گردیده و به همان تاریخ به بهره‌برداری رسیده است.
۴- قوماندانی امنیه‌ی غور در همان زمان از شهرداری چغچران به مقدار ده‌هزاروششصد مترمربع زمین را در بدل جایداد خود که شامل محل فعلی رادیو تلویزیون، غند اپراتیفی، کندک نظم عامه سابقه، اخذ اطلاعات و پیشروی شفاخانه می‌شود، زمین جدیدی در کنار رهایش مستوفیت و روبه‌روی لیلیه‌ی لیسه‌ی سلطان علاوالدین، تحویل گرفته و کارهای اداری برای ساختن تعمیر آمریت ترافیک و دیگر ساحات تبادله شده را از طریق خود آغاز کرده بود.
۵- نقشه‌ی ساختن مارکیت تجارتی در محل فعلی رادیو تلویزیون، مندرج در شماره‌ی ۲۴ پلان اول شهری مزین به امضای محمدیوسف پشتون وزیر وقت شهرسازی، هفت سال قبل، از طرف آن وزارت تهیه و منظور گردیده و جهت تطبیق به غور فرستاده شد که در اداره‌ی شهرداری موجود می‌باشد.
۶- آمریت رادیو تلویزیون البته با این تبادله موافق نبوده و از طریق مکتوب‌های رسمی، وزارت اطلاعات فرهنگ و ریاست رادیو تلویزیون ملی را در جریان می‌گذاشته است.
۷- متاسفانه طی این همه مدت، وزارت محترم اطلاعات و فرهنگ، تقاضاهای مکرر رادیو تلویزیون و مقام ولایت غور را به خاطر اعزام هیات حقیقت‌یاب از کابل جدی نگرفته و به توصیه‌های شفاهی و گذاره بسنده کرده است.
۸- دو سال قبل قوماندانی امنیه، کار ساختمان آمریت ترافیک خویش را در محل تبادله‌شده، آغاز کرده بود. اداره‌ی شهرداری به خاطر تحویل نشدن زمینی متنازع فیها که قبلا تبادله شده بود، کار قوماندانی را توقف داد. سپس قوماندانی امنیه به طور رسمی‌ و بر اساس وثیقه‌ی شرعی محکمه، محل رادیوتلویزیون را به شهرداری چغچران تحویل داد و کار خود را برای ساختن آمریت ترافیک از سرگرفت.
۹- شهرداری می‌خواست توزیع نمرات دکان را در این محل آغاز کند؛ اما اداره‌ی تلویزیون تعمیر را تخلیه نکرد و زمین را مانند گذشته از خود دانست.
۱۰- شاروالی چغچران به خاطر دفاع از ملکیت خویش و به خاطر ضرورتی که به منظور اعمار شبکه‌ی آبرسانی چغچران به پول نقد داشت، به مقام ولایت عارض شد و مقام ولایت ضمن مکتوب رسمی، ریاست عدلیه و قضایای دولت را موظف ساخت تا بعد از برسی و غور اسناد دو طرف، نظر خویش را رسما ابلاغ کند. قضایای دولت با صدور قرار خویش به تاریخ ۵/۸/ ۱۳۹۲ زمین را مربوط شهرداری دانست و ادعای تلویزیون را بی‌اساس خواند.
۱۱- رادیو تلویزیون به لوی سارنوالی شکایت کرد. لوی سارنوالی، سارنوالی استیناف غور را طی مکتوب رسمی ‌وظیفه داد تا قضیه را بررسی نموده و لوی سارنوالی وطرفین دعوا را در جریان قرار دهد. سارنوالی غور بعد از بررسی اسناد و مدارک به رویت گزارش ۱۵/ ۱۱/ ۱۳۹۲ زمین را مربوط شهرداری دانست و سندی را که تلویزیون ادعا می‌کرد از شورای وزیران حزب دموکراتیک خلق به اساس پروتوکول ۳//۴/ ۱۳۶۴ مقامات محلی در دست دارد، به رویت اسناد، مربوط تعمیر سابقه‌ی مخابرات دانست که اصلا به تلویزیون داده نشده وآن پروتوکول جنبه‌ی عملی نگرفته است و تعمیری فعلی تلویزیون که به شکل امانت در اختیار آن اداره بوده ربطی به پروتوکول نداشته است. در متن گزارش سارنوالی آمده است: «تعمیری که اکنون مورد استفاده رادیو تلویزیون قرار دارد به متن پروتوکول مرتبه، کدام ارتباط ندارد … و به سمت غرب این تعمیر رادیو تلویزیون [ زمین مورد دعوا] از طرف اداره‌ی سابق شاروالی دکاکین توزیع شده و مورد استفاده قرار دارد.
۱۲- بعد از قرار قضایای دولت و گزارش ریاست سارنوالی، مقام ولایت و شهرداری چغچران به دلیل این‌که دعوا بین دو اداره‌ی دولتی است و قضایای دولت قرار قاطع صادر کرده، قضیه را خاتمه یافته تلقی کرده و شاروالی چغچران مطابق قانون به توزیع نمرات تجارتی به خاطر تطبیق نقشه‌ی شهری منظور شده اقدام کرده است.
۱۳- با بالا گرفتن سر و صدای نارضایتی مسوولین تلویزیون و تعدادی از رسانه‌ها، برای حل منصفانه‌ی این مساله و حمایت از رسانه‌ها، ریاست اطلاعات و فرهنگ، ریاست شاروالی، ریاست شورای ولایتی، آمریت تلویزیون، بورد مشورتی، بورد اقتصادی و فرهنگی شهرداری، اعضای نهاد‌های مدنی، شورای شهر و ریاست ارشاد به خاطر برون رفت از این معضل و به منظور رشد رسانه‌ها و دفاع از آزادی بیان چندین بار با مقام ولایت جلسه گرفته شده است.
۱۴- در نتیجه‌ی این جلسات به خاطر همکاری و مساعدت و دلسوزی رهبری ولایت به رادیو تلویزیون و حمایت از رسانه‌ها، شهرداری چغچران توسط محاسن‌سفیدان، شورای ولایتی و جامعه مدنی وادار ساخته شد تا به مدت سه سال، برای رادیو تلویزیون غور به صورت همکاری و مساعدت، تعمیر مناسب در محل مناسب کرایه کند و در پلان پنجم به طور رایگان زمینی را جهت اعمار ساختمان جدید در اختیار آمریت تلویزیون قرار دهد.
۱۵- مقام ولایت غور وظیفه گرفت تا از بودجه‌ی کمک به ولایات کم‌ترانکشاف‌یافته، مبلغ هشت میلیون‌وچهارصدهزار افغانی به خاطر اعمار تعمیر رادیو تلویزیون پیشنهاد کند که این درخواست همراه با ۱۲ پروژه عمرانی دیگر از جمله تعمیر تدریسی پوهنتون غور، در انتظار تصویب کمیته محترم بودجه قرار دارد.
۱۶- تمام طرف‌هایی که در بالا ذکر شد به جز آمریت تلویزیون غور به این موضوع راضی شدند و آن را به خیر هردو طرف دعوا دانستند. اما این‌که آمر رادیو تلویزیون غور بدون داشتن اسناد و مدارک، بالای زمین غصبی نشسته است و سه اتاق مخروبه، تنگ و تاریک و سایه‌رخ پر از سر و صدای وسط بازار را به تعمیر جدید استندرد و معیاری که دولت برایش می‌سازد، ترجیح می‌دهد، نمی‌توان به جز لج‌بازی کودکانه نام دیگری برایش گذاشت.
۱۷- حالا اما اگر در این میان کسی با توزیع محل رادیو تلویزیون و روند تبادله‌ی زمین آن ملاحظه‌ای دارد، اول باید با والیان و قوماندانان امنیه‌ی همان وقت، ریاست محاکم غور به خاطر ترتیب وثیقه‌ی شرعی برای قوماندانی امنیه، ریاست عدلیه/ قضایای دولت و سارنوالی استیناف غور محاجه کند. شاروالی به رویت وثیقه‌ی شرعی که قوماندانی امنیه از ساحه‌ی مذکور در دست دارد، و در روشنی حکم وزارت محترم امور داخله و به اساس قرار قضایای دولت و گزارش سارنوالی، زمین تبادله شده‌ای خویش را تحویل گرفته است و مطابق نقشه‌ی شهری به تطبیق پلان اقدام کرده است.
در نهایت و با تاثر و تاسف فراوان باید عرض شود که در جلسه‌ی مورخ ۲۵/ ۱/ ۱۳۹۳ کابینه‌ی محترم جمهوری اسلامی‌افغانستان از جانب وزارت محترم اطلاعات و فرهنگ، برمبنای شایعات و تبلیغات یک‌جانبه و بر مبنای کلیپ‌های پر از تهمت و افترا که با سوءاستفاده از امکانات دولتی توسط اداره‌ی رادیو تلویزیون غور تهیه شده است و بدون پرسیدن دیدگاه و نظر رهبری و مسوولین ولایت، گزارش‌های احساسی و عاطفی در جلسه ارایه شده و اتهامات و سخن‌های عجیب بسیاری علیه مسوولین دولتی ولایت غور گفته شده است و کابینه‌ی محترم بدون توجه به سابقه قضیه و اسناد ومدارک و وثایق شاروالی تصامیم و هدایاتی را ابلاغ فرموده است.
بنابراین امیدوارم به خاطر حفظ و ارتقای جایگاه و اتوریته‌ی دولت، و به منظور ترمیم غرور جریحه‌دار شده‌ی کارمندان دولتی ولایت غور و به هدف کشف حقیقت و روشن شدن واقعیت‌ها و به خاطر تأمین عدالت، هیأتی بلند‌رتبه‌ی دولتی به ولایت غور اعزام شده تا در مورد جریان تمام حوادث، بررسی و تحقیق همه جانبه صورت گرفته و بر مبنای آن تصمیم لازم اتخاذ فرمایند. اداره محلی آماده است تا چنانچه سوالی در مورد باشد به رسانه‌های محترم توضیح دهد.

--------------------------------------

جناب رحمتی صاحب در قدم نخست بکوشند اطرافیان خویش را که جهت بدنامی والی و تیم همراه شان کمر بستند، اصلاح نمایند و سپس انگشت انتقاد را جانب دیگران بلند نمایند. امروز معاون والی، تیم کارشناسان، کارمندان داخل تعمیر ولایت و حتی اقارب و نزدیکان ایشان مصرانه در صدد مرخصی جناب رحمتی می باشند.

 اختلافات جدی بین والی و معاون و نیز معاون و شاروال را هیچکس نمیتواند انکار نماید. معاون ولایت بارها گفته بود که بخاطر بر اندازی والی از هیچنوع مساعی دریغ نخواهد کرد. بهتر خواهد بود تا جناب والی در زمینه ایجاد اصلاحات در داخل  تعمیر ولایت عطف توجه  و اقدام اصلاحی  فرمایند  تا بعد ازین اگر فتنۀ برپا شود مسبین و مصدر آن و مرجع تصمیمگیری آن در داخل تعمیر مقام ولایت نباشد!!

 منصفانه نیست که از افشای چهره های کثیف و نفاق افگن بخاطر مصالح سیاسی و یا بیم از روابط شان با مقامات ذیصلاح پرهیز نمود و طفره رفت  و انسان های ضعیف و نا توان را همیشه مقصر دانست؟!!


ن : غــــور
ت : یکشنبه سی و یکم فروردین 1393

طی دو هفتۀ اخیر نهاد های جامعه مدنی، مردم عای، علمای، کارمندان حکومتی، همه وهمه یکصدا و یکنوا علیه سیدانور رحمتی والی غور و محمد اسحاق همراز شهردار چغچران اعتراض و احتجاج نمودند که در نتیجه شهردار از وظیفه سبکدوش و رحمتی پریشان حال و سرگردان و در جستجوی چاره جویی و نجات از بحران می باشد. به گفته منابع آگاه از دیر زمانی بدینسو رقابت های جدی بین سیدانور رحمتی والی غور و محمد امین توخی معاون ولایت وجود داشته که در یک مورد سیلی رحمتی صورت توخی را رنگین ساخت  و در برخی موارد دیگر تهدید و توبیخ نثار توخی شد و از انجام ضربات کوبندهء  فزیکی صرف نظر گردید.

  محمد امین توخی که قبلاً متصدی معاونیت ولایت کنر ها را بعهده داشت بنابر ضعف عقیده و فساد اخلاقی  توسط علما و باشندگان ولایت کنر مرخص گردید و در سال 1391 بهمکاری یکتن از کارمندان اداره ارگانهای محلی بصفت معاون ولایت غور گماشته شد. او که جوان کم تجربه، دروغ ساز و خیالباف میباشد بیشتر اوقات خود را صرف خوشگذرانی با پسران کوچه و خانم های بدکاره مینماید.

  توخی در محافل متعددی مردم ولایت غور را  علیه والی انگیزه داده و مسایل مذهبی و قومی را عنوان نموده است. وی حتی سال پار در دانشگاه کابل از محصلین خواسته بود تا علیه بقول او یک شخص هزاره که میخواهد زمین های مردم ولایت غور را به هزاره ها تقسیم نماید و در پی گسترش مذهب تشیع میباشد، دست به اعتراض بزنند. موصوف برای محصلین وعده سپرده بود که هزینه    مجموع مصارف را که منجر به آغاز اعتراضات علیه والی گردد  میپردازد.

اخیراً توخی موفق گردید تا با راه اندازی یک سناریوی قوی به بعضی اهدافش نائل گردد. او با بهره گیری از بیخبری عدهء از جوانان و مردم عوام و بعضاً زنان در دوایر دولتی شهردار را برکنار و زمینهء بدگویی و شکایات متعددی را علیه والی فراهم سازد.

  محمد امین توخی که یک فاشیست وابسته به حزب افغان ملت میباشد در ایجاد افتراق و تشنج ید طولایی دارد. دیده شود که سناریوی توخی به کجا می انجامد.



ن : غــــور
ت : پنجشنبه بیست و هشتم فروردین 1393

وسیله هذا به اطلاع تمام مشمولین محترم کانکورسال 1392 – 1393  در سراسر کشور و خصوصاً مشترکین کانکور ولایت غور رسانیده می شود که: در اسرع وقت و بمحض اعلان نتایج کانکور از سوی مراجع مسئول، شما میتوانید با درج نام و یا نام پدر و یا نمبر آی دی به آسان ترین طریقه ممکن به نتیجه کانکور سال 1392 – 1393 دسترسی پیدا کنید. پس منتظیر باشید!


ن : غــــور
ت : یکشنبه سوم فروردین 1393

به اطلاع تمام شاملان کانکور سال 1392- 1393 رسانيده مي شود که امتحانات کانکور از ماه قوس سال جاري آغاز و الي 21 حوت سال 1392 خاتمه يافت.

با آنکه تلاش ها براي اعلان نتايج  هر چه زود تر شاملان کانکور و در انتظار قرار ندادن آنان به شدت ادامه دارد؛ اما از اينکه در اين پروسه مجموعاً بيشتر از 261 هزار تن شامل اند، مراحل چک، تطبيق و سکورينگ آن نيز زمانگير است.

بدينوسيله به اطلاع تمام شاملان کانکور سال 1392 - 1393  رسانيده مي شود که با ختم مراحل ياد شده، نتايج امتحانات از طريق وب سايت وزارت تحصيلات عالي، اعلان مي گردد.

 لهذا تقاضا مي گردد تا در ايام رسمي مزاحم کارمندان رياست امتحانات و ساير ادارات وزارت تحصيلات عالي نگرديد.


بناءً شاملان کانکور سال 1392-1393 مطلع باشند



ن : غــــور
ت : یکشنبه سوم فروردین 1393

حرفی به شما گر سرِ سوزن، زده باشد
سوزن به دلِ بی جگر من زده باشد

از خاطره تان، نقل کنم پیش افق تا
خورشید سر از سینة دامن زده باشد

تقواست طلایی که گهر سنج زمانه
در سایة تان، سکة روشن زده باشد

پاپیچ شما، رنج درازِ همگان شد
عیار، همان پنجه در آهن زده باشد

این جا قلمی مانده و آن جای، کتابی
تا از خطتان حرف مبرهن زده باشد

آری، چه کند مرد بجز این که جلوتر
از گل، دلِ خود برسر میهن زده باشد

انگشت زنم در جگـر قوغ و نویسم
ز ان جمع که در آتش جان، تن زده باشد

یک عینک و یک عکس و دو، سه، طرح مدارا ست
با بردن تان، آنچه که رهزن، زده باشد

ای عصر شکم خوار شکم کیش، نیامد
یک صبح که نور سره، خرمن زده باشد

من این سخن تب زده را در دهم و او
در خواب جهان، شعلة گفتن زده باشد

 

غلام حید یگانه

لندن ـ 1393



ن : غــــور
ت : جمعه بیست و سوم اسفند 1392

 پارچه شعری را که یکی از هموطنان درد دیدهء  ما در وصف محمد اسحق همراز شهردار چغچران و سایر همکاران جنایتکار، فحاش و عیاش شان  و دختر بازی ها و  دغل کاری های این باند مفسد بهمکاری  مؤسسه رمپ اپ که  نقش دیوسی  را ایفاء و چندین دختر فقیر را کرایه گرفته و جهت عیاشی به اداره شهر داری استخدام کرده است، تقدیم می گردد. توقع میرود در نشر آن به شبکه های اجتماعی و غیره همکاری فرموده بدینوسیله دین میهنی خویش را اداء نمائید!

شهردار غور یک شخص خبیث؟

هست بر یک دسته احمق رئیس

راز  باشد نام باند آن پلید

بد تر از شداد و فرعون و یزید

افتخارش نام چنگیز و مغول

دشمن سرسخت با آل رسول

در سخن گفتن به مثل گاو نر

در لجاجت هم طراز هفت خر

در مروت کمتر از ابن ولید

در جنایت بد از شمر و یزید

روز روشن آمر و مسئول بود

شب گاهان  فاعل و مفعول بود

از صداقت ذره ای در او نبود

در خیانت گوی سبقت را ربود

هرکجا بنهاد پا آن بد نهاد

جان و مال خلق را در باد داد

پیروانش از ستم بیداد کرد

ظلمهای بدتر از شداد کرد

حرمت قرآن و دین بشکسته شد

هم مساجد هم تکایا بسته شد

بس جفا برمردم بیچاره شد

تلوزیون غور هم آواره شد

آنچه آمد برزنان و دختران

من حیا دارم که آرم برزبان

بس که هستند جانی و بی بند و بار

کی توان گفتن یکی از صد هزار

جای آنکه یاد آن بی‌دین کنم

بهترآنکه در حقش نفرین کنم

شهرداری شد نفیر عام و خاص

شهردار ک شخص پست و بی اساس

دستهء او جمله عیاش و فضول

فاعل و مفعول یکدسته چتول


ن : غــــور
ت : جمعه بیست و سوم اسفند 1392

به ادامه دستآورد ها، ابتکارات، نو آوری و خدمت گذاری های اخیر شهردار چغچران ساحه تعمیر اساسی تلوزیون ملی غور به دوکان های رهایشی و تجارتی تبدیل شد؟!!

 مسئولین اداره شهرداری  بخاطر پوشش دادن ادعاهای مکارانه و عوام فریبانهء خود به دروغ های شاخدار و مسخرهء متوسل میشوند. دروغ های که تنها نزد احمقان و کوردلانی بی فرهنگ و بی منطق  مدار اعتبار است و بیان آنها به دلیل بی محتوی بودن صرف باعث تطویل کلام میگردد.

  با تأسف باید اذعان نمود که در ولایت غور از دیر زمانی بدینسو همه سرمایه های مادی و معنوی مردمان مستضعف این خطهء فراموش شده توسط یک حلقهء خبیثه متشکل از زمامداران امور، سوداگرانی بنام جامعه مدنی ، حرام خورانی بنام فرماندهان و متنفذین و دلالانی بنام شورای شهر، تاراج و تکه تکه میشود!! 

 تلوزیون ملی یا محلی غور بعنوان یگانه پایگاه اطلاع رسانی همگانی در مرکز چغچران میباشد که تمام باشندگان شهر بینندهء آن بودند و در بین مردم از محبوبیت ویژهء بر خودار بود. از نظر سیاسی و تبلیغاتی به نفع اداره محلی بود تا تلوزیون بیش از پیش برنامه ها و عملکرد مثبت آنان را تبلیغ و ترویج نماید؛ اما در یک اقدام عجولانه بجای آنکه برای کارمندان اداره تلوزیون امتیازاتی بیشتری در نظر گرفته شود، کاری نمودند که حتی باعث قطع تمام برنامه های تلوزیون گردید؟؟؟

 درینجا نکته مهم و درخور توجه خاموشی افرادی بنام تکه داران جامعه مدنی در قبال همچو مسایل مهم و حیاتی می باشد!!! تکه دارنی جامعه مدنی  که اغلباً ازین آدرس صاحب نان و نام شدند بجای آنکه لب به اعتراض بکشایند، در یک اقدام غیر معقول و معمول در همسویی با برنامهء  شهر دار قرار گرفتند که واقعاً  برای چنین قشری مایه شرمساری است!!!

 طوریکه روشن است محمد اسحق ازبک به جمع آوری سرمایه بیشتر و انتقال هرچه سریعتر آن به ولایت فاریاب می اندیشد و شکی نیست که ازینطریق میتواند پول های هنگفتی را جمع آوری نماید. و تلوزیون ملی غور طعمه خوبی در اخیر سال 1392 بود که نصیب ایشان گردید. اگر واقعاً شهر داری در فکر توزیع مجدد زمین های غصب شده باشد آدرس آنها بحدی روشن است که حتی بچه های چهار و پنج ساله هم میدانند!!! بهتر بود در قدم نخست نقشه شهرداری در محلاتی شامل  زمین مسجد، کودکستان، ساحات رهایشی و تفریحی و غیره... تطبیق میگردید تا همه آفرین میگفتند. اما آنچه مایه تمیز خوب و خراب است زر و زور می باشد که هم شهر دار و همه تکه داران فوق الذکر تابع فرمان و قانون آن میباشند!!

یا هو 


ن : غــــور
ت : جمعه بیست و سوم اسفند 1392

انا لله و انا الیه راجعون.

در گذشت مجاهد نستوه، فرمانده دلیر مارشال محمد قسیم فهیم معاون اول ریاست جمهوری اسلامی افغانستان را به همه مجاهدین و ملت قهرمان افغانستان تسلیت میگویم!

 مارشال محمد قسیم فهیم یکی از ستاره های درخشان دوره جهاد و مقاومت ملت مسلمان افغانستان بود.

 فهیم که در یک خانواده متدین و مجاهد پرور تولد و تربیت یافته  بود،  در اجرای امور دینی اهتمام لازم داشت و همین امر باعث سرفرازی و محبوبیت وی در بین تمام همرزمان و احاد ملت مسلمان افغانستان گردید.

مارشال محمد قسیم فهیم از میان ما رفت و آرمانهای او باقیست!

سعدیا مرد نیکو نام نمیرد هرگز

مرده آنست که نامش به نیکویی نبرند.

روحش شاد و یادش گرامی باد!


ن : غــــور
ت : یکشنبه هجدهم اسفند 1392
مرگ مارشال محمد قسیم فهیم ضایعه بزرگ برای افغانستان خواهند بود.

محمد قسیم فهیم که در دوران حکومت حامد کرزی، به عالی ترین رتبه نظامی -مارشالی- رسید، به دنبال کشته شدن احمد شاه مسعود فرمانده ارشد جبهه متحد ضد طالبان شهرت بیشتری یافت.

آقای فهیم پس از آن که احمدشاه مسعود در یک حمله انتحاری کشته شد، رهبری نیروهای مجاهدین را در مبارزه علیه طالبان به عهده گرفت و نقش مهمی در فروپاشی رژیم طالبان با حمایت هوایی جنگنده های آمریکایی بازی کرد.

محمد قسیم فهیم پس از فروپاشی طالبان نیز در صحنه سیاسی افغانستان همواره حضور داشت، به استثنای پنج سال اول ریاست جمهوری حامد کرزی، که به دلیل عدم حضور در دولت، نتوانست نقش خود را به شکل فعال حفظ کند.

آقای قسیم فهیم، در سال ۱۳۳۶ خورشیدی در روستای عمرض ولایت پنجشیر به دنیا آمد.

او آموزش های ابتدایی را در زادگاهش فرا گرفت و برای آموزش عالی، به کابل رفت و در رشته حقوق اسلامی درس خواند.

فرمانده جهادی

مارشال فهیم، پس از کودتای هفت ثور ۱۳۵۷ و مخالفت با حکومت تحت حمایت شوروی سابق در افغانستان، به پاکستان سفر کرد.

او پس از اقامت کوتاه‌ مدت در پاکستان، دوباره به افغانستان برگشت و با گروه های مجاهدین به ویژه در کنار احمد شاه مسعود، مخالفت های مسلحانه خود را علیه حکومت آغاز کرد.

آقای قسیم فهیم فرماندهی بخشی از نیروهای مجاهدین را به عهده گرفت و در سالهای بعد نیز حوزه فرماندهی خود را گسترش داد. محمد قسیم فهیم در این سالها، نقش مهمی در تنظیم گروه های مجاهدین در ولایات بدخشان، بغلان، تخار و قندوز بازی کرد.

پس از فروپاشی حکومت و پیروزی گروه های مجاهدین، آقای فهیم همراه با نیروهای جهادی در سال ۱۳۷۱ وارد کابل شد. او در دولت مجاهدین به رهبری برهان الدین ربانی عهده دار وزارت امنیت ملی شد.

فرماندهی جبهه ضد طالبان

به دنبال تسلط گروه طالبان و تصرف پایتخت افغانستان از سوی این گروه، آقای فهیم برای مدت کوتاهی فرماندهی گروه های جهادی را در جنگ علیه طالبان در شمال افغانستان به عهده گرفت.

در این سالها، او تحت فرمان احمد شاه مسعود می جنگید اما پس از آنکه آقای مسعود در یک حمله انتحاری کشته شد، در راس صفوف مجاهدین قرار گرفت.

پس از مرگ آقای مسعود، تنظیم و استحکام گروه‌های جهادی در مبارزه علیه طالبان، به یک چالش اصلی برای آقای فهیم تبدیل شد اما به دنبال فروپاشی گروه طالبان و برگزاری اجلاس بن، آقای فهیم به عنوان معاون اول دولت موقت و وزیر دفاع افغانستان تعیین شد.

گوشه نشینی

حامد کرزی، رئیس جمهوری افغانستان در نخستین انتخابات ریاست جمهوری آقای فهیم را از معاونت خود کنار زد و به جای او، احمد ضیا مسعود، برادر احمد شاه مسعود را به عنوان معاون اول خود معرفی کرد.

این اقدام که برای بسیاری غیرمنتظره بود، روابط میان آقای فهیم و رئیس جمهور کرزی را تیره کرد، تا جایی که آقای فهیم گفت: حامد کرزی دیگر هرگز از مجاهدین حمایت نخواهد دید.

در پنج سال ریاست جمهوری آقای کرزی، مارشال فهیم گوشه نشینی اختیار کرد اما هر از گاهی از حکومت آقای کرزی به خاطر آنچه که او کنار زدن مجاهدین از قدرت می خواند، به شدت انتقاد می کرد.

تا آنکه حامد کرزی در انتخابات دوم ریاست جمهوری، یک بار دیگر به سراغ آقای فهیم رفت و او را بار دیگر به عنوان معاون خود در انتخابات معرفی کرد.

او در پنج سال گذشته معاون اول ریاست جمهوری افغانستان بود و امروز (هجدهم حوت ) از دنیا رفت.

روحش شاد و یادش گرامی باد


ن : غــــور
ت : یکشنبه هجدهم اسفند 1392

اعتراض‌نامه‌ی جمعی از جوانان حزب و حدت اسلامی افغانستان


ملت شریف، آزادی‌خواه و عدالت‌خواه افغانستان، درود!
همه‌ی ما می‌دانم که در شرایط حساس تاریخی برای تعیین سرنوشت سیاسی قرار داریم که همانا برگزاری انتخابات ریاست جمهوری می‌باشد. این‌که انتخابات به عنوان بزرگ‌ترین روند‌‌ ملی برای تصمیم‌گیری درست برای تعین سرنوشت جمعی ملت‌ها می‌باشد، در آن شکی نیست. این روند بزرگ مردمی، نه تنها در افغانستان ما، بلکه در اکثریت کشورهای جهان به عنوان مشروع‌ترین و سازنده‌ترین راه‌کار بزرگ مردم تجربه شده است در آن شکی نیست. این روند بزرگ مردمی، ملت‌های زیادی را از بحران‌های بزرگ و تاریخی نجات داده است و بسترساز هم‌گرایی و کثرات‌گرایی سیاسی شده است.
تجربه‌ی ملت‌های بزرگ و کثیر‌القومی همچون افغانستان، نشان می‌دهد که تنها راه برای رسیدن به هم‌زیستی مسالمت‌آمیز، متوصل شدن به دموکراسی است. بررسی تاریخی از تجربه‌ی دموکراسی نشان می‌دهد که کشورهای کثیر‌القوم که در‌گیر بحران‌های ناشی از منازعه‌ی قدرت بوده‌اند، تنها با متوصل شدن به دموکراسی و مردمی کردن قدرت توانسته‌اند بر اختلاف‌ها و منازعه‌ی قدرت‌ چیره شوند.
اینک ما، جمعی از نسل جوان کشور که تجربه‌ی چهار/ پنج سال کار سیاسی و عضویت در حزب وحدت اسلامی افغانستان را داریم، در آستانه‌ی انتخابات، بر‌آن شدیم که برای تعیین سرنوشت جمعی مردم خویش، با در نظر داشت ارزش‌های جهان‌شمول، با فهم تجربه‌های تلخ و تکان دهنده از منازعه‌ی قدرت و هویت‌ و با توجه به واقعیت‌های عینی و حساسیت‌های موجود در فضای سیاسی کشور، جدا از تصمیم و تبانی رهبری حزب، به پاس مسئولیت نسلی و وجدانی خود بر مبنای یک سلسله مسایل جدی و حیاتی بر سرنوشت مردم خود، در مسئله‌ی حمایت از کاندیداتوری جناب داکتر اشرف غنی احمدزی تجدید نظر کنیم و در این تصمیم‌گیری، با معیارهای امروزی و نسلی خویش تصمیم سیاسی برای فردای بهتر را اتخاذ کنیم. لذا ما با در نظر داشت موارد زیر، حمایت خود را از تیم «اشرف غنی احمدزی» سلب می‌کنیم:
یک. ما جمعی از جوانان تحصیل‌‌کرده، که در بیش از سه سال گذشته عضویت فعال و تأثیر‌گذار حزب وحدت اسلامی را داشته‌ایم، بر‌اساس باورمندی عمیق‌مان به ارزش‌های شهروندی، اصول و موازین دموکراسی و حقوق بشر و اصل احترام گذاشتن به ارزش‌های مندرج در قانون اساسی کشور، بالاخره بعد از تجربه‌ی کار عملی با «ستاد انتخاباتی جناب اشرف غنی» و همچنان بعد از دست یافتن به باورمندی و ذهنیت واقعی جناب غنی در قبال قضایای بزرگ سیاست کشور، چگونگی رویکرد جناب داکتر غنی را به ارزش‌های شهروندی و مسایل هویتی مردم افغانستان، برای فردای بهتر، صلح‌آمیز‌تر و فردای توأم با اصل مصئونیت حقوق شهروندی و احترام گذاشتن به ارزش‌های هویتی مردم افغانستان، خطرناک تشخیص دادیم، چون جناب‌شان‌ احترام لازم به هویت قومی و تباری مردم افغانستان را ندارند. استفاده از ترم «خرده‌هویت» برای اقوام غیر‌پشتون توسط جناب غنی، با تمام ارزش‌ها‌ و موازین حقوق شهروندی مغایر است و در هیچ‌تعریف علمی و آکادمیک از مسئله‌ی هویت‌ نمی‌گنجد. علاوه بر‌این، آقای غنی از طریق رسانه‌های جمعی اعلام داشته‌ است که با کلمه‌ی شهروند که معنا کننده‌ی گستره‌ی ارزش‌ها و اصول‌ حقوقی‌–مدنی مردم افغانستان می‌باشد، مشکل دارد. جناب غنی تلاش می‌کند کلمه‌ی «وطن‌دار» را به جای واژه‌ی شهروند در ادبیات سیاسی و حقوقی افغانستان جا بزند. از نظر ما، کلمه‌ی «وطندار» به هیچ‌وجه نمی‌تواند تداعی کننده‌ی بحث‌های ارزشی باشد که اصول شهروندی را برساند.
دو. ما در جریان مبارزات انتخاباتی شاهد پیوستن یک عده از افراد به تیم داکتر غنی بودیم، که حضور این افراد به هیچ‌وجه با ارزش‌ها و معیارهای ما برای رسیدن به فردای بهتر قابل جمع نیست. پیوستن آقای اسماعیل یون و آقای جنرال طاقت‌ به عنوان دو چهره‌ی شناخته شده و به‌شدت مخرب برای گفتمان بزرگ وحدت ملی به این تیم‌ و استقبال بدون ملاحظه‌ی جناب غنی از این دو فرد، ما را به باورمندی غنی به ارزش‌های شهروندی مشکوک ساخت.
ما باورمندیم، افرادی که به عزت و کرامت مردم و شهروندان کشور آشکارا و بدون رعایت اصل هم‌گرایی سیاسی‌‌-اجتماعی اهانت می‌کنند و مردم غیر‌پشتون در این سرزمین را حرام‌زادگان و مهاجر عنوان می‌کنند، پیش از هر بحث دیگر، مستوجب مجازات‌اند، نه این‌که آقای غنی بدون ملاحظه به اعمال و پیامد اعمال این‌ها، آغوش گرم به‌روی کسانی چون یون و طاقت باز کند.
ما‌ انتظار داشتیم که جناب غنی از این دو فرد می‌خواست که پیش از اعلام حمایت، اول از مردم آسیب دیده و متضرر شده به خاطر اعمال و موضع‌گیری نادرست‌شان معذرت بخواهند و بعد از تحقق اعاده‌ی حیثت مردم افغانستان به تیم «تحول و تداوم» بپیوندند.
سه. آقای غنی‌ با وجودی که در متن بزرگ‌ترین دموکراسی جهان (ایالات متحده‌ی امریکا) پرورده شده است و در بستر ارزش‌های دموکراتیک تحصیل کرده است، امروزه در پی ایجاد دارالافتا، آن‌هم با متوصل شدن به تجربه‌ی عربستان سعودی، الازهر و مدارس دیوبندی است. از نظر ما، این تلاش آقای غنی، دور زدن آشکارای نهادها و ارزش‌های دموکراتیک است‌ و هم‌چنین مستعد بستر‌سازی برای سقوط افغانستان به کام جنگ‌های ویران‌گر مذهبی است.
چهار. نگرانی جمعی در فضای سیاسی کشور از مسئله‌ی سلامت جسمی و روانی داکتر غنی از یک‌سو‌ و تجربه‌ی عملی ما در درون تیم از این مسئله، امر دیگری است که ما را بر این واداشته است که در حمایت خود از جناب غنی تجدید نظر کنیم.
پنج. موضع و استدلال آقای غنی در قبال برنامه‌ی رها‌سازی زندانیان بگرام و نامتعادل بودن نظام در یازده سال گذشته به دلیل حضور ۹۸ درصدی زندان بگرام از گویندگان یک زبان، امر دیگری است که ما را به چنین تصمیم‌گیری‌ای رسانده است.
شش. برنامه‌‌‌ی تفاهم شده میان حزب وحدت و آقای غنی در قبال بحران کوچی و ده‌نشین‌ برای ما مسئله‌ی پنهانی و مشکوک است، چون تلاش ما برای پخش و نشر متن این تفاهم‌نامه به جایی نرسید.
مردم سرفراز افغانستان، این بیانیه‌ی اعتراضی، فشرده‌ای از نگرانی‌ها و انتقادهای جدی ما، جمعی از جوانان حزب وحدت اسلامی افغانستان است که با توجه به مسئولیت‌پذیری در قبال فردای بهتر وطن با شما شریک ساختیم و بر منبای این اعتراض‌ها و نگرانی‌ها، حمایت و پشتیبانی خویش را از نامزدی جناب داکتر غنی سلب کردیم.



ن : غــــور
ت : دوشنبه پنجم اسفند 1392

داشتن حق رأی از جمله حقوق مدنی تمام شهروندان محسوب می گردد که در قانون اساسی افغانستان تسجیل گردیده است. و دولت مکلف است زمینه دسترسی تمام اتباع کشور را به مراکز اخذ رای جهت انتخاب رئیس جمهور، اعضای شورای ملی، اعضای شورای ولایتی و سایر بخش های که مطابق قانون از طریق انتخابات تعین میگردند فراهم نماید. البته نحوه انتخاب و استعمال رای به کاندید دلخواه در شرایط مناسب بدون از ارعاب ، تشویش و تهدید همانگونه که در قانون اساسی و قانون انتخابات و قانون مدنی افغانستان تعریف گردیده است. به گونه مستقیم، سری و آزاد باشد که نیازی به تطویل کلام درین فصل و باب احساس نمی شود. اما در حقیقت در تمام ولایات کشور به استثنای برخی مراکز، مقوله انتخابات چیزی بیشتر از یک درامهء مضحکه جهت اغفال مردم و به کرسی نشانیدن صاحبان زر و زور و تزویر نیست؟؟!!

در ولسوالی ها و قریجات آرای مردم بعد از چندین مرحله خرید و فروش در سطوح مختلیف بالاخره در محور قوم، منطقه و حزب میچرخد و بدن اذن و اطلاع دارندگان حقیقی رای، برای افرادی که مورد نظر خان و قوماندان است اختصاص داده میشود و نام آنرا میگذارند انتخابات آزاد به شیوه  دیمو کراتیک و پسندیده ؟؟؟

  در ولایت غور شاید بدترین نوع انتخابات باشد، زیرا عمده ترین اختلافات قومی و سمتی و حزبی زایده انتخابات نامیمون و نا مبارکی میباشد پیامدهای نحس آن در خاطره زنده است ؛  اختلافاتی که کمر غوریها را بیشتر از پیش شکست و آنها را وادار ساخت تا طوری انفرادی، خانوادگی و حتی کلتوی به پیش هر کس و ناکس خم شوند، در وازه های بیشماری را دق الباب نمایند، ذلت و حقارت را قبول نمایند، برای خودی ها فحش و نا سزاگویی کنند و برای بیگانگان تملق و چاپلوسی نمایند!!  و در نتیجه اختلافات و دشمنی ها بحدی گسترده و دامنه دار گردد که اکنون در اعماق تمام خانواده های غوری در تمام سطوح ریشه دوانیده و روز از روز این غده سرطانی قویتر و مقاومت مردم فقیر و بی بضاعت غور ضعیفتر می شود. پس در مجموع میتوان گفت که یگانه چیزی که در طی این سه دوره انتخابات نصیب مردم غور شده همانا دشمنی و کینه و بغاوت است و بس!!

  اگر در انتخابات گذشته دقت بیشتر صورت گیرد بخوبی در میابیم که حتی سیاسیون غوری هم با وصف همه معاملات و تن فروشی ها کمترین بهره را از مزایای این شیوه زندگی اجتماعی حتی  از بخش مادی آن نصیب شدند....

ادامه دارد....


ن : غــــور
ت : شنبه بیست و ششم بهمن 1392

از مدت دوهفته بدینسو در مرکز ولایت غور حالت اضطرار و حکومت نظامی اعلام گردیده است. مسئولین محلی ولایت غور علت این کار را نگرانی از بروز مشکلات امنیتی اعلام داشته و مدعی اند بخاطر جلوگیری از مشکلات امنیتی در روز های کمپاین انتخاباتی وضعیت اضطرار بر قرار شده است. اما چنین ادعایی واقعیت نداشته  صرف بخاطر عوام فریبی عنوان شده است. مسئولین محلی غور در اولین اقدام موتورسایکل های مردم بیچاره چغچران را توقیف و بعداً در بدل اخذ پول بعضی از آنها را رها و بعضی ها را به بهانه های مضحک مفقود الاثر  و لادرک اعلام نمودند. در قدم بعدی  تفنگچه های راجستر شدۀ متنفذین محلی غور را همراه با کارت جواز قوماندانی امنیه قید و ضبط نمودند.  در قدم سوم موتر های سواری مردم ولایت غور را طوری دستجمعی توقیف و به کندک نظم عامه واقع میدان هوایی چغچران انتقال دادند.

  طول مرکز چغچران 2.2 کیلومتر است. هنگام عبور از همین فاصله 50 مرتبه توسط مؤظفین امنیتی تمام عبور کنندگان  - سوار و پیاده-  تلاشی و مورد باز پرس قرار میگیرند؟؟؟

 علت اصلی اعلان حکومت نظامی در غور حقیقتاً موضوع انتخابات است؛ اما نه بخاطر تأمین امنیت انتخابات بلکه بخاطر ارعاب و وحشت مردم از پیامدهای  بعدی انتخابات می باشد. سید انور رحمتی والی غور در هماهنگی با بخش های امنیتی و سایر افراد وابسته به محمدکریم خلیلی جداً برای تیم  اشرف غنی احمد زی کمپاین های گستردۀ را راه اندازی نموده است. رحمتی نگران از تکرار حادثۀ 1388 می باشد. حادثه ای که باعث گردید تا آقای خلیلی نتواند به بازار چغچران برود و اجباراً از میدان هوایی طرف کابل فرار نماید. سیدانور رحمتی میخواهد برای مردم غور گوشزد نماید که اگر برای تیم که او میخواهد رأی ندهید نه توان برکناری او را دارید و نه  این مصیبت از بالای سرتان کوتاه میشود، پس بهتر است که از تکرار اشتباه گذشته پرهیز نموده و مطابق میل او  عمل کنید. از جانب دیگر دلیلی باشد برای تهیه گزارش بمراجع امنیتی در مرکز کشور که گویا در صورت که وضعیت امنیت تا این سرحد در مرکز چغچران بحرانی باشد، پس هیچ امیدی برای استقرار امنیت در مناطق دور دست و واحد های اداری به استثنای ولسوالی لعل و سرجنگل وجود ندارد.

   مردم غور بر خلاف سابقۀ پر افتخار تاریخی شان ظلم پزیر و مطیع زور می باشند؛ زمانی قطب الدین لچگ بادغیسی بالای یک ملت بزرگ در مرکز چغچران حکمروایی بی حد و حصر داشت و زمانی دیگر چهار احمق و کودن بنام مرغابی وامروز هم  آشغال های شمال و نوکران خلیلی!!

  چند نکته به اختصار باید به استحضار جناب سید انور رحمتی والی غور رسانیده شودکه : شما در صدد تأمین امنیت در حدود 15 کیلومتر از خاک ولایت غور می باشید. این موضوع نشاندهندۀ نهایت پائین بودن سطح معلومات شما از ساحه جغرافیایی 38666 کیلومتر می باشد. درضمن شما به زعم خود تان در تلاش تأمین امنیت برای در حدود 5000 پنج هزار رأی دهنده می باشید؛ درحالیکه ولایت غور با داشتن 238 مرکز رأیدهی حدوداً 400000 چهارصد هزار  نفر واجدالشرایط رأی دهی را دارای می باشد. که این موضوع برای هر فرد غوری که دارای عقل و خرد باشد مایه تأمل است!؟

  نکته دوم : شما و تیم همکار تان مدعی هستید که  اسناد مجموع موتر های مردم غور جعلی است. آیا شما حقیقتاً در فکر مبارزه با جعل کاران می باشید؟؟ اگر این ضمیر در وجود شما زنده باشد، پس نیم نگاهی بیاندازید به انتخابات گذشته و وضعیت فعلی در تمام سطوح کشور. آیا رئیس جمهور با جعل و تقلب بر اریکه قدرت تکیه نزده؟ آیا اعضای پارلمان و شورا های ولایتی بر اساس تقلب و جعل وتزویر امروزه بعنوان نمایندگان ملت قلمداد نمی شوند؟ آیا شما خود بعنوان یک شخص صالح و صادق از ولایت سرپل بخاطر خدمتگذاری به ولایت غور تشریف آوردید؟ آیا معاون شما بر اساس شایستگی و لیاقت به این سمت رسیده است؟ آیا شاروال شهر چغچران بر اساس قانون متصدی این پست گردیده است؟ آیا خورد ضابطان جبهه شمال بخاطر شایستگی در ولایت غور به رتبه ژنرالی ترفیع مینمایند؟؟؟

 نکته سوم: شما از بیخبری افسران و سربازان اردوی ملی و نظم عامه  بخاطر تطبیق پروژه های شخصی تان سؤ استفاده مینماید که در حقیقت تخطی آشکار از امور وظیفوی تان می باشد. سرکوب بیرحمانه مردم زی حسین و مسلمانانی که علیه امریکایی ها تظاهرات نمودند هنوز هم در ذهن ها زنده است!!

  جناب رحمتی ! شکی نیست که شما نسبت به سایر مسئولین حکومت محلی غور آدم نسبتاً خوبتر می باشید و اینهمه حرف ها بخاطری به آدرس شما گفته شد که شما مسئول اول این ولایت می باشید.

والله اعلم



ن : غــــور
ت : پنجشنبه هفدهم بهمن 1392

سرانجام 13 بهمن فرا رسید و مبارزات انتخاباتی در کوچه و خیابان به شکل علنی آغاز گردید. درین میان سرنوشت غوری های سرگردان که درطی بیش از سه ماه گذشته همه ای  خانه های شهر کابل، هرات، مزار، بامیان، قندها، ننگرهار و...  را دق الباب و با دریوزه گری و تعهد های بیشمار متاعی بدست آوردند چه خواهد شد؟؟!!

  قبلاً در شبکه های اجتماعی عده ای از جوانان و اهل مطبوعات مطالبی را پیرامون وضعیت اسفبار مسافرین غور نشر کرده بودند که واقعاً برای هر غوری با احساس و وطن دوست مایه خجالت و شرمساری بود. زمانی این خصلت پست بیشتر تگان دهند و شرم آور بود که دیده میشد یک قوماندان ویک جوان و یک ملا درجریان یک روز با سه کاندید و شش معاون کاندید تعهد قرآنی میبستند و توسط مدیا پخش و نشر میگردید. به یاد دارم روزی را که یکی از قوماندانان کلان ولایت غور از صبح با آقای احمدضیا مسعود معاون اول داکتر زلمی رسول پیمان بسته بود و شام همان روز بدفتر داکتر عبدالله عبدالله بحضور داشت استاد عطا محمد نور  در بدل مبلغی پول نقد تعهد قرآنی کرد!!!!!

ایکاش این روند مضحک به یک و دو و حتی دها نفر خلاصه میشد و درضمن این سیرقهقرایی و شرم آور بعنوان یک روند دیموکراتیک و قانونی در قرأ و قصبات نهادینه نمی شد. امروز برای هر دهقان و چوپان و ساربانی که گفته شود برای کی رأی میدهی ، فوراً میگوید هرکس پول بیشتر داد.  در چنین حالتی مقصر اصلی مردم عوام نه بلکه سیاستمداران عوام و بی فرهنگ میباشند که سالهاست با دلالی و بیشرمی بالای گرده های مردم مظلوم غور حکمروایی مینمایند.

ملت مسلمان و با غیرت غور باستان !

بیائید به این روند ننگین خاتمه دهید، برای کسی رأی دهید که واجدشرایط و اهل رأی باشد. برای کسی رأی دهید که برای حل بحران وطن تان برنامه ای داشته باشد و بعد از اخذ رأی شما را فراموش نکرده و بفکر آبادی و آرامی این سرزمین بلاکشیده باشد.



ن : غــــور
ت : یکشنبه سیزدهم بهمن 1392

دومین متفکر جهان(!) لب به سخن گشود و چنان سخنانِ حکیمانه و اندیشمندانه‌یی در باب مشکلاتِ امروز و فردای افغانستان و حلِ علمیِ آن‌ها بر زبان راند که تاهنوز آنانی که این سخنان را شنیده‌اند، در حیرت‌اند و آنانی که نشنیده‌اند، بی‌صبرانه انتظار شنیدنِ دوبارۀ آن‌ها را دارند.
در هفتۀ گذشته، اشرف‌غنی احمدزی نامزد ریاست‌جمهوری افغانستان به همراه دو معاونش ـ جنرال عبدالرشید دوستم و سرور دانش ـ در میان شماری از هواخواهانِ خود سخنانی بر زبان آورد که لازم است

برخی جوانبِ آن کندوکاو شود.

اشرف‌غنی احمدزی که از سوی یک نهاد نامعلوم جهانی، نام دومین متفکر جهان را به خود اختصاص داده، در این سخنرانی نشان داد که فضیلت، تقوای علمی و شعور اندیشمندانه چیست و چرا او افتخار دست یافتن به چنین لقبی را داشته است!!
اگر واقعاً آقای احمدزی دومین متفکر جهان باشد، باید گفت که وای بر جهان و وای بر علم و وای بر اندیشه!! چون سخنان آقای احمدزی حتا در حد یک آدمِ بی‌سواد که هرگز مکتب نرفته و درس نخوانده هم قابل قبول نیست! آقای احمدزی با این سخنان نه تنها به مردم افغانستان اهانت کرد، که حتا به جهان علم و اندیشه نیز توهین بزرگی را روا داشت.
می‌گویند «تا مرد سخن نگفته باشد/ عیب و هنرش نهفته باشد». اشرف‌غنی احمدزی با باز کردنِ دهان و ارایۀ سخنانی چنان سخیف و کم‌مایه، عملاً از بی‌مایه‌گی و کم‌وزنی خود در عرصۀ دانش و اندیشه پرده برداشت. البته این بارِ نخست نیست که آقای احمدزی چنین سخنانی را بر زبان می‌آورد. او پیش از این، زمانی که متصدی پست برنامۀ انتقال مسوولیت‌ها از نیروهای خارجی به افغان بود نیز سخنانی شبیه به آن‌چه که هفتۀ گذشته بر زبان آورد، گفته بود. او در یکی از سخنرانی‌هایش در هنگام انتقال مسوولیت‌ها گفته بود که «ما حاضریم کاه بخوریم ولی نیروهای امنیتی خود را تقویت کنیم». شاید در این اظهارات، مخاطب آقای احمدزی خودش بوده، ولی معلوم نیست که چرا از ضمیر «ما» استفاده کرده بود. به هر حال، برای دانشمندان از این مسایل پیش می‌آید!!
باری برگردیم به سخنان حکیمانۀ دومین مغز متفکر جهان!
آقای احمدزی در این سخنرانی با لحنی جلف و بازاری، دیگر نامزدهای ریاست‌جمهوری را مورد خطاب قرار داد و گفت که حاضر است با آن‌ها در
۳۴ ولایت مناظره کند. خوب است به بخشی از سخنانِ آقای احمدزی آن‌گونه که از زبان خودشان بیرون شد، توجه شود: «اگر مناظره می‌کنند، در ۳۴ ولایت بیایند که مناظره کنیم ههههههه. اگر دفتر ندارند، ما برای‌شان دفتر خلاص می‌کنیم ههههههههه. اگر اسب می‌خواهند، اینه جنرال صاحب دوستم برای‌شان اسب می‌دهد ههههههههه. اگر مناظره کرده نمی‌توانند ههههههه بیایند بزکشی کنیم؛ جنرال صاحب دوستم با آن‌ها بزکشی می‌کنند ههههههههههههههههههه.» این عینِ جملاتی‌ست که آقای احمدزی به عنوان دومین مغز متفکر جهان در آن سخنرانی بر زبان آورد. نمی‌دانم بر سرِ شنونده‌گانِ این سخنان چه گذشته است؛ چون من وقتی در خانه و از پردۀ تلویزیون این سخنان را می‍شنیدم، به جای این‌که حیرت‌زده شوم، دلم می‌خواست که زار زار به حالِ خود و جامعۀ خود بگریم. بگریم که زبان و بیانِ فردی که به اندیشمندی در این کشور شهره است تا این اندازه تُنک و بازاری است. بگریم برای همۀ کتاب‌های خود که در قفسۀ کتاب‌خانه‌ام با شنیدن این سخنان، چیزی جز ریشخند نمی‌نمودند. بگریم به حالِ مردم بیچاره و بی‌پناه افغانستان که این عده ۱۳ سال است که بر گرده‌های‌شان فرمان می‌رانند!
خوب است به صورت ماده‌وار به برخی از سخنانِ آقای احمدزی پرداخته شود:
۱) نشستی که آقای احمدزی در آن شرکت ورزیده بود و سخنانی که بر زبان آورد، برای زمان آغاز مبارزاتِ انتخاباتی بود. اما پرسش این‌جاست که آیا زمان مبارزات انتخاباتی آغاز شده که یکی از نامزدهای انتخابات ریاست‌جمهوری به صورت آشکار دست به تخریب دیگران و برجسته کردنِ خود می‌زند؟ آن‌هم چه برجسته کردنی!! چرا کمیسیون‌های انتخاباتی و به‌ویژه کمیسیون شکایات انتخاباتی در برابر چنین نشستی که از آن بوی مبارزات انتخاباتی به صورت آشکار به مشام می‌رسد، خاموشی اختیار کرده‌اند؟ آیا یک عده از نامزدهای انتخاباتی، مستثنا از دیگران هستند که هر وقت دل‌شان خواست برای خود کمپاین کنند؟ در این مورد حتا دیگر نامزدهای ریاست‌جمهوری نیز آرام نباید بنشینند و با ثبت کردن شکایت در کمیسیون شکایات انتخاباتی، نسبت به چنین وضعیتی باید واکنش نشان دهند.
۲) وقتی آقای احمدزی می‌گوید که اگر دیگر نامزدهای ریاست‌جمهوری دفتر ندارند او حاضر است برای‌شان دفتر باز کند، به چه معناست؟ آیا می‌خواهد پول‌های خود را به رخ دیگران بکشد و بگوید که اگر شما پول ندارید، چرا در انتخابات شرکت کرده‌اید؟ از جانب دیگر، آقای احمدزی این‌همه پول‌های بادآورده را از چه منبعی گرفته که می‌خواهد در ۳۴ ولایت برای ۱۰ نامزد دیگر انتخابات ریاست‌جمهوری، دفتر و امکانات بدهد؟ آیا آقای احمدزی ثابت کرده می‌تواند که این پول‌ها از راه مشروع به‌دست آمده و به‌اصطلاح حلال است؟… آقای احمدزی از معمارانِ حکومت فعلی‌ست و در ده سال گذشته نیز در سمت‌های کلان وظیفه اجرا کرده است؛ از کجا معلوم که او پول‌هایی را که به رخِ دیگران می‌کشد، از راه‌های غیرقانونی به‌دست نیاورده باشد؟
۳) آقای احمدزی می‌گوید که جنرال صاحب دوستم حاضر است برای دیگر نامزدهای ریاست‌جمهوری اسب بدهد و در بزکشی با آن‌ها شرکت کند. این سخنان آیا نشانۀ نگاه تحقیرآمیزِ او نسبت به آقای دوستم نیست؟!… لحن و بیانِ آقای احمدزی نشان می‌داد که او به جنرال دوستم در حدِ یک ابزار نگاه می‌کند و ارزشی بیشتر از یک سوارکار برایش قایل نیست.
آقای احمدزی در سال
۲۰۰۹ هم نسبت به جنرال دوستم طی یک مقاله که در یکی از نشریه‌های انگلیسی به نشر رسید، چنین دیدگاهی را تبارز داده بود. او در آن مقاله از حامد کرزی انتقاد کرده بود که چرا در انتخابات ریاست‌جمهوری در کنار جنرال دوستم که به زعم وی قاتل مردم است، قرار گرفته. از جانب دیگر، این سخنان آقای احمدزی، از نوعی نگاه قبیله‌ییِ وی به دیگر اقوام و ملیت‌های کشور حکایت دارد. آقای احمدزی آگاهانه و یا ناآگاهانه نشان می‌دهد که به دیگر اقوام و ملیت‌های کشور، تنها در حد یک ابزار سیاسی نگاه می‌کند و ارزشی بیشتر از آن برای‌شان قایل نیست.
۴) آقای احمدزی در این سخنان، دیگر نامزدهای ریاست‌جمهوری را به مناظره با خود دعوت کرد، درحالی‌که خود ادب سخن گفتن و مناظره را نمی‌داند. آیا توهین و دشنام دادن به دیگران، مناظرۀ انتخاباتی است؟ این سخنان عملاً با مقولۀ آزادی بیان در تضاد قرار دارند و باید از راه‌های قانونی گویندۀ آن مورد پیگرد قرار گیرد. چون در دموکراسی‌ها، آزادی بیان و جود دارد و نه آزادی عمل. برخی کلمات و واژه‌گان در حد عمل قرار می‌گیرند و آن‌وقت است که دایرۀ آزادی بیان شکسته می‌شود. دشنام، افترا، توهین و چیزهایی از این قبیل، جزوِ آزادی بیان نیستند و در دایرۀ آزادی عمل قرار می‌گیرند. آقای احمدزی حتا چنین معیارهایی را نمی‌داند و آن‌وقت از دیگران می‌خواهد که با او به مناظره بپردازند. من از آقای احمدزی که این‌قدر بر چیزفهمی خود غره است، می‌پرسم که روی چه مسایلی و با چه دستاوردهایی می‌خواهد با دیگران مناظره کند؟
کارنامۀ آقای احمدزی را در دولت آقای کرزی از هر طرف که بخوانیم، کارنامه‌یی ناکام و شکست‌خورده است. آقای احمدزی زمانی که وزیر مالیه و بعد رییس دانشگاه کابل و بعدتر رییس کمیسیون برنامۀ انتقال مسوولیت‌ها بود، نشان داد که چه‌قدر با فوت‌وفن‌های کشورداری و مدیریت آشناست. او آدمِ بیمار و شکست‌خورده‌یی است که حتا در حد یک نویسندۀ پاورقی‌نویس روزنامه‌های انگلیسی‌زبانِ جهان هم تبارز نداشته است. من از آقای احمدزی می‌پرسم که: شما با این اوصاف، چه‌گونه لقب دومین متفکر جهان را یدک می‌کشید؟ چند کتاب و چند رسالۀ تحقیقی از شما به نشر رسیده و این نوشته‌ها چه تأثیری در جهانِ فکر و اندیشه به‌جا گذاشته است؟ در جهانی که افرادی چون اسلاوی ژیژک فیلسوف بزرگ را ـ که آقای احمدزی به گَردش هم نمی‌رسد ـ اندیشمند و متفکر نمی‌دانند، او با چه توشه‌یی این لقب را از آنِ خود کرده است؟!!
در ضمن می‌خواهم به همۀ نامزدهای ریاست‌جمهوری افغانستان توصیه کنم که از مناظره با چنین فردی که ادبِ سخن گفتن را نمی‌داند، بپرهیزند. چون هتک حرمت و هوچی‌گری، یک چیز است و مناظره و گفتن سخنانِ سنجیده و معقول، چیزی دیگر. چنان‌که سعدی بزرگ توصیه می‌کند که: دلایل قوی باید و معنوی / نه رگ‌های گردن به حجت قوی. آقای احمدزی اگر حرفی برای گفتن دارد، می‌تواند با زبان استدلال و منطق بیان کند و نه با مسخره‌گی و حرف رکیک حواله کردن به نشانی دیگران.
در پایان می‌خواهم گلایه‌یی از جنرال دوستم هم داشته باشم که با گفتن برخی سخنان، روحیۀ تساهل و دیگرپذیری را زیر سوال برد. بدون شک او در گفتن این سخنان چندان مقصر نیست؛ زیرا کسانی که از او خواسته بودند این سخنان را بگوید، اهداف دیگری را دنبال می‌کنند که هرگز با آرزوهای جنرال دوستم همخوانی ندارند.


ن : غــــور
ت : شنبه چهاردهم دی 1392

شاید بتوان یکی از مهم‌ترین مسوولیت‌ها و وظایفی را که والدین در مقابل نوجوانان خود دارند وظیفه تربیتی آن‌ها به شمار آورد؛ وظیفه‌ای که اگر خوب و درست از عهده آن برآیند، نتیجه‌اش آینده‌ای درخشان و مطمئن برای فرزندان است.

روزنامه سلامت بر این مطلب افزوده است:

اگر پسر نوجوان دارید حتماً بخوانید!
تربیت پسر نوجوانحالا اگر می‌خواهید به عنوان والدینی دلسوز و مسئول، آینده جسمی و روانی پسران خود را تأمین کنید، رعایت این نکات را فراموش نکنید:

۱) پدر و مادر قبل از هر دوست ناباب یا جامعه ناسالمی می‌توانند رفتارهای پرخطر را به فرزندان شان بیاموزند. نتیجه تازه‌ترین تحقیقات روی بیش از ۲۰۰۰ نوجوان که به مصرف سیگار و مواد مخدر و… اعتیاد داشتند، نشان داده که ۴۰ تا ۶۰ درصد از این نوجوانان، برای اولین بار نحوه استعمال مواد دخانی را در خانه و توسط والدین خود آموخته‌اند؛ بنابراین اولین گام در دور نگه داشتن فرزندان از مواد مخدر، استعمال‌نکردن آن‌ها توسط والدین و به ویژه در منزل است.

۲) شما نمی‌توانید از نوجوانتان توقع داشته باشید که مدام در محیط‌های آلوده و در مجاورت افراد معتاد قرار داشته باشد و هیچ تمایل یا حس کنجکاوی نسبت به مصرف مخدرها از خود نشان ندهد؛ بنابراین از رفت و آمد با دوستان یا اقوامی که اقدام به مصرف مخدرها جلوی اعضای خانواده می‌کنند، خودداری کنید.

۳) با پرهیز از رذایل اخلاقی مانند دروغگویی، خشم و عصبانیت بی‌موقع یا ناسزاگفتن، الگوی رفتاری مناسبی برای نوجوانتان باشید.

۴) بسیاری از پدران دوست دارند آینده‌ای را که برای خود متصور بوده‌اند و به آن نرسیده‌اند برای پسرانشان ترسیم کنند، اما خیلی از افسارگسیختگی‌ها و فاصله‌های بین والد و فرزند از همین جا شروع می‌شود. شما به عنوان یک پدر خوب، فقط وظیفه شناساندن راه‌های صحیح و غلط به فرزندتان و مشورت کردن با او در مورد علاقه‌مندی‌هایش را دارید و بهتر است انتخاب نهایی را به عهده فرزندتان بگذارید.

۵) بسیاری از پسران از گوش دادن به نصیحت‌ها و توصیه‌های همیشگی گله‌مندند و فکر می‌کنند که نصیحت بیش از حد یعنی عدم اعتماد خانواده و کوچک شمردن آن‌ها. شما می‌توانید با خریدن انواع کتاب‌ها یا فیلم‌های آموزنده، فرزند خود را نسبت به مسائل و مشکلات موجود در جامعه به طور غیرمستقیم آگاه کنید.

۶) پسران در سنین نوجوانی علاقه خاصی به استقلال، جدا شدن از خانواده و پیوستن به گروه هم‌سالان دارند و نگرانی بسیاری از والدین، از ناشناخته بودن دوستان فرزندشان نزد آن‌هاست.

شما برای اینکه هم فرزندتان را خوشحال کنید و هم با دوستان جدیدش بیشتر آشنا شوید، می‌توانید هر چند وقت یک بار، یک مهمانی دوستانه ترتیب دهید و دوستان فرزندتان را هم با خانواده‌هایشان به صرف یک عصرانه ساده دعوت کنید. شما می‌توانید برای تسلط بیشتر به روابط فرزندتان هم، ماهی یک بار، یک برنامه کوهنوردی با دوستان فرزندتان و خانواده آن‌ها بچینید.

۷) از تحقیر، توهین یا مقایسه‌کردن پسرتان با دیگران به شدت پرهیز کنید؛ چون انجام این اعمال موجب پرخاشگر و زورگو شدن آن‌ها در آینده می‌شود و این گونه فرزندان تحقیر شده بعد از رسیدن به استقلال سعی می‌کنند با توسل به زور وجود و قدرتشان را به دیگران اثبات کنند.

۸) پسران، پدران آینده‌اند و باید مسوولیت‌پذیر بار بیایند؛ بنابراین انجام برخی از کارهای خانه را حتی اگر خیلی کم و پیش پا افتاده باشند به عهده پسرتان بگذارید؛ کارهایی مانند خرید نان یا گذاشتن کیسه زباله بیرون از منزل.

۹) پسران در سنین نوجوانی علاقه زیادی به دیده و پذیرفته شدن از طرف جامعه دارند؛ بنابراین برای این کار اقدام به عوض کردن ظاهر و نوع پوشش خود می‌کنند. در مواجهه با این گونه مسائل، شما نباید با پرخاشگری و توهین فرزندتان را از تغییر ظاهرش منع کنید، بلکه باید با زبانی خوش و دلیل و منطق مناسب، او را تشویق به پذیرفته شدن از راه‌های دیگری غیر از تغییر ظاهر غیر متعارف کنید. از او بخواهید که رشته هنری یا ورزش مورد علاقه‌اش را به صورت حرفه‌ای ادامه دهد و موفقیت‌ها و قهرمانی‌های پیاپی‌اش سبب غرور و افتخار خودش و شما باشد.

۱۰) آزادی مفرط ، بیشتر مخرب است نه موثر. شما با آزاد گذاشتن فرزند پسرتان در هر زمینه‌ای و برآورده کردن همه نیازهای او، فردی متکبر و خودخواه از او می‌سازید و موجب می‌شوید که او فکر کند در همه مکان‌ها و زمان‌ها، هر کاری که دلش بخواهد می‌تواند انجام دهد، اما وقتی طی زندگی با مسائلی غیر از آنچه باب میل اوست روبرو شود، یأس و ناامیدی سراسر وجودش را فرا می‌گیرد و عاقبت این نوجوانان چیزی نمی‌شود جز احساس پوچی و

۱۱) پسرها عمدتا عهده‌دار چرخاندن چرخ مالی و اقتصادی زندگی در آینده هستند؛ بنابراین بهتر است پدران، آن‌ها را با مسائل و مشکلات مالی و حساب و کتاب و نحوه صحیح پول خرج کردن آشنا کنند و از نوجوانی پس انداز کردن و صرفه‌جویی را به آن‌ها یاد دهند.

۱۲) این یک باور غلط است که دخترها بیشتر از پسرها به محبت نیاز دارند. پسرها هم به اندازه دخترها به محبت و حمایت عاطفی خانواده‌شان احتیاج دارند؛ پس وظیفه یک پدر یا مادر مهربان که به فکر سلامت روان فرزندش است، رعایت تعادل و عشق ورزی به همه فرزندان است.

۱۳) معمولاً پسرها با پدرانشان راحت‌ترند و بهتر می‌توانند مشکلاتشان را با آن‌ها در میان بگذارند؛ بنابراین به عنوان یک پدر مسوول، روزی یک ساعت از وقتتان را به پسرتان اختصاص دهید و او را در راه حل مشکلاتش یاری کنید. فقط حواستان باشد که خشونت و پرخاش، جایی در راهنمایی‌هایتان نداشته باشد تا فرزندتان از مشورت کردن با شما پشیمان نشود و مشکلاتش را خارج از خانه و به روش‌های نادرست حل نکند.

۱۴) پسربچه‌ها علاقه شدیدی به بازی‌های خشن کامپیوتری دارند. برای جلوگیری از ناراحتی‌های جسمی و روحی فرزندتان، از تنها و آزاد گذاشتن او برای ساعت‌ها بازی با کامپیوتر خودداری کنید.

۱۵) بد نیست که حساب دخل و خرج فرزندتان را داشته باشید و دورادور بدانید که او پول‌هایش را چه طور خرج می‌کند. شاید باور نکنید اما خرید سیگار می‌تواند به سادگی خریدن یک بسته آدامس یا پفک باشد!

۱۶) به پسرتان بیاموزید که زورگویی و قلدری راه معقول و پسندیده‌ای برای رسیدن به خواسته‌ها نیست؛ بنابراین بهتر است برای حل مشکلاتش راه‌های منطقی و آرام را پیش گیرد تا محبوبیتش پیش اطرافیان بیشتر شود.

۱۷) پسرها به خاطر موقعیت خانوادگی خاصی که در آینده دارند و باید مسوول و مدیر یک زندگی شوند، نیاز زیادی به اعتماد به نفس بالا دارند. شما می‌توانید با سپردن کارهای مهم به پسرتان و گفتن این جمله که «من می‌دانم تو به بهترین شکل ممکن این کار را انجام می‌دهی» اعتماد به ‌نفس فرزندتان را بالا ببرید و حس مفید بودن را به او القا کنید.

۱۸) با مسوولان و مشاوران مدرسه او در تماس باشید تا بتوانید از تغییرات احتمالی روانی یا تحصیلی فرزندتان خبردار باشید.

۱۹) برای این که پسرتان احساس نکند به خاطر جنسش هیچ محدودیتی ندارد، قوانین خانواده را بنویسید و به دیوار اتاقش بچسبانید و حتماً ساعات ورود و خروج را طبق مقررات خانواده درج کنید و اگر دیدید که او از حدش تجاوز کرد، بنا به روحیاتش، تنبیه یا تشویقی برایش در نظر بگیرید تا بهتر شرایط خانواده را بپذیرد.

۲۰) جوری رفتار نکنید که فرزندتان احساس کند برای هر کاری باید نظر شما را رعایت کند و حق انتخاب در هیچ زمینه‌ای را ندارد، این رفتار او را سرخورده می‌کند. انتخاب رنگ اتاق، لباس یا نوع تغذیه را به عهده خودش بگذارید.

۲۱) هیچ گاه در برابر دختر یا فرزند کوچک‌ترتان به پسرتان نگویید که تو بزرگی یا پسری و این رفتارها از تو بعید است. عادلانه قضاوت کنید و به فرزندانتان بیاموزید که به یکدیگر احترام بگذارند و حقوق یکدیگر را هم رعایت کنند.


ن : غــــور
ت : جمعه یکم آذر 1392

به گزارش پیام آفتاب، 120 سال پیش در چنین روزی، که مصادف است با 21 عقرب و 12 اکتبر،‌ توافقنامه‌ای میان امیرعبدالرحمان خان و سر مارتین دیورند بسته شد که بعدا به «معاهده دیورند» شهرت یافت. به موجب این توافقنامه سرحدات کنونی افغانستان با پاکستان از واخان در شرق تا مرز ایران در جنوب غرب مشخص شد و بخش های وسیعی از خاک افغانستان به انگلیس ها واگذار شد. از طرفی،‌ در برهه کنونی از تاریخ سیاسی کشور، افغانستان در حال امضای معاهده‌ای امنیتی و بلند مدت با آمریکا است که برخی مفاد آن از نظر بسیاری از کارشناسان  امور و سیاستمداران کشور به ضرر ملت افغانستان تمام خواهد شد.

پیام آفتاب بر این شد تا با بررسی بسیار مختصر اوضاع سیاسی کشور در سال 1893 و تطبیق آن بر اوضاع کنونی، شرایط لازم برای امضای توافقنامه دوجانبه امینیتی(BSA) افغانستان-آمریکا را مورد بررسی دقیق تر قرار دهد.

افغانستان، از آغاز استقلال و تشکیل حکومت های مستقل، به دلیل قرار گرفتن در موقعیت ژئوپلتیکی هلال مرکزی آسیا،  همواره مورد چشم داشت کشورهای استعمارگر بوده است. بر اساس تئوری های سیاسی قُدما، هر کس که بر این نقطه از جهان تسلط داشته باشد، می تواند تمام کشورهای اطراف را تحت تسلط خود قرار دهد. از همین رو استعمار، با دسیسه های مختلف، ملت افغانستان را متحمل مشقات و مضرات فراوانی کرده است.

از جمله این دسیسه‌ها توافقنامه‌هایی بوده است که حاکمان کشور در برخورد با استعمار به امضا رسانیده اند. با مطالعه تاریخ متوجه می شویم که در عمده موارد، این قراردادها به ضرر ملت افغانستان تمام شده است.

یکی از این قراردادها که تمامیت ارضی کشور را در مواجه با استعمار پیر انگلیس به بازار حراج گذاشت، توافقنامه دیورند است که میان عبدالرحمان خان و «سر مارتین دیورند» به عنوان دبیر امور خارجه هند انگلیسی در کابل به امضا رسید.

امضای این توافقنامه در سلسله توافقنامه های پیش از آن بود که در تمام آنها افغانستان در مواجهه با هند بریتانیایی دچار ضررهای فراوان و از دست دادن قسمت های وسیعی از خاک افغانستان شد.

 معاهده مثلث لاهور 

این توافقنامه سه جانبه میان «شاه شجاع» نوه احمدشاه درانی، «مکناتن» نماینده حاکم انگلیسی هند و «رنجیت سینگ» پادشاه پنجاب در 26 جون  1838 م. که در هیجده ماده تنظیم یافته بود به امضا رسید. این اولین توافقنامه از سلسله توافقنامه هایی بود که حاکمان افغان، با آن تمامیت ارضی افغانستان را به چالش کشیدند.


ن : غــــور
ت : جمعه بیست و چهارم آبان 1392

در کتاب "سیره حسن رضی الله عنه " اثر دکتر محمد علی صلابی از مورخین معاصر چنین آمده است:

پس از این‌که مذاکرات و گفتگوهای حسن بن علی و معاویه رضی الله عنهم پیرامون صلح، به نتیجه رسید، حسن رضی الله عنه درصدد آن برآمد که ذهن پیروان خویش را برای مطرح کردن صلح آماده کند. از اینرو بالای منبر رفت و آنچه را میان وی و معاویه گذشته بود، با عموم مردم در میان نهاد. در همان حال که آن بزرگوار، مشغول سخنرانی بود، عده‌ای از همراهان نظامی او، به سویش یورش بردند تا وی را به قتل برسانند. اما خداوند متعال، این بار نیز را از این سوءقصد نجات داد. بلاذری، متن سخنرانی حسن بن علی رضی الله عنه را به شرح ذیل، نقل نموده است:

«همانا من امیدوارم که خیرخواه‌ترین مردم نسبت به مخلوقات خداوند باشم و در دل، ذره‌ای کینه به کسی ندارم. هیچ‌گاه بر کسی بدی روا نمی‌دارم و دوست ندارم که کسی را گرفتار سختی و مشقت ‌نمایم. ای مردم! بدانید که اگر به خاطر اتحاد و انسجام مسلمانان، به امر ناگواری تن دهید، این، برایتان خیلی بهتر از آنست که به خاطر امیال و خواسته‌های شخصی، موجبات تفرقه و از هم‌گسیختگی امت اسلامی را فراهم کنید. ای مردم! تصمیمی که من برای شما گرفته‌ام، از تصمیمی که خودتان برای خویش گرفته‌اید، بهتر است؛ پس با من مخالفت نکنید و آنچه را که می‌گویم، بپذیرید. خداوند، من و شما را بیامرزد».

پس از آنکه سخنرانی حسن رضی الله عنه پایان یافت، برخی از حاضران، به یکدیگر نگریستند و گفتند: به خدا سوگند که حسن بن علی رضی الله عنه احساس ضعف و ناتوانی کرده و به صلح با معاویه تن داده است. دیری نپایید که عده‌ی زیادی به خیمه‌ی حسن بن علی رضی الله عنه حمله بردند و به تاراج آن پرداختند؛ چنانکه فرش زیر پای حسن رضی الله عنه را کشیدند و آن‌گاه، عبدالرحمن بن عبدالله بن ابو‌جعال ازدی به سوی حسن بن علی رضی الله عنه رفت و ردای آن بزرگوار را که به دور گردنش پیچیده شده بود، به شدت گرفت و کشید... .

سرانجام یکی از خوارج از تیره‌ی بنی اسد بن خزیمه از طایفه‌ی بنی نضیر بن قعین الحارث بن ثعلبه بن دودان بن اسد، به نام جراح بن سنان (جراح بن سنان، شخصیتی است که سابقه‌ی شرارت داشته و از جمله کسانی بوده که در زمان خلافت عمر بن خطاب رضی الله عنه به سعد بن ابی وقاص تهمت زده و در صدد عزل وی از امارت کوفه برآمده است. سعد رضی الله عنه این افراد را نفرین نمود و سرانجام آنان خاتمه‌ی به خیر نشد. طبری (4/141)) در مکانی به نام «مظلم» در «ساباط» (که در کناره‌ی غربی دجله قرار دارد، منتظر حسن بن علی رضی الله عنه نشست؛ به محض این‌که حسن بن علی رضی الله عنه به آنجا رسید، شخص مذکور، از مرکبش فرود آمد و خطاب به حسن رضی الله عنه گفت: «ای حسن! آیا تو نیز همچون پدرت مشرک شده‌ای؟ و سپس خنجری را که در دست داشت، بر ران حسن بن علی رضی الله عنه فرو کرد و بدین سان زخمی کاری بر کفل حسن رضی الله عنه نهاد. حسن بن علی رضی الله عنه در دفاع از خویش ضربه‌ای به صورت جراح بن سنان زد و سرانجام هر دو بر زمین افتادند. عبدالله بن الخضل الطائی (وی، قاتل توابینی بود که در سال 65هـ ق به خونخواهی حسین رضی الله عنه برخاسته بودند) بلافاصله خود را به جراح رسانید و خنجر را از او گرفت. ظبیان بن عماره‌ی تیمی (از تابعین مقیم کوفه) نیز بینی وی را گرفت و قطع نمود و آن‌گاه تکه‌ی آجری را آن‌چنان بر فرق و صورتش کوبید که به مرگ وی انجامید. حسن بن علی رضی الله عنه را پس از این ماجرا به مدائن بردند… سپس سعد بن مسعود، طبیبی برای مداوای حسن بن علی رضی الله عنه آورد تا از وی مراقبت کند و چون حسن رضی الله عنه بهبود یافت، او را به قصر البیض در مدائن بردند.

هلال بن خناب (هلال بن خباب العبدی، صدوق است (التقریب، ص575)) می‌گوید: حسن بن علی رضی الله عنه فرماندهان سپاه خویش را در قصر مدائن فرا خواند و خطاب به آنان فرمود: «ای اهل عراق! شما سه بدی (و خیانت) در حق من مرتکب شدید که هیچ‌گاه از ذهنم نمی‌رود و فراموشم نخواهد شد. 1ـ اینکه پدرم را به قتل رساندید. 2ـ اینکه مرکبم را زخمی کردید (و به من حمله‌ور شدید). 3ـ اینکه آنچه داشتم، به تاراج بردید. یا فرمود: ردایم را کشیدید، حال آنکه با من بیعت کرده و متعهد شده بودید که با هر کس صلح نمایم، شما نیز صلح کنید و با هر کس بجنگم، شما نیز بجنگید. بدانید که من با معاویه رضی الله عنه بیعت کرده‌ام؛ پس شما نیز از او اطاعت نمایید. سپس حسن بن علی رضی الله عنه از منبر پایین آمد و وارد قصر شد. الطبقات ابن سعد،‌ (1/324).


ن : غــــور
ت : شنبه هجدهم آبان 1392
  آمریکا به دنبال امضای پیمان استراتژیک امنیتی میان خود و افغانستان است و از طریق این پیمان نیز اهداف و منافع خودش را دنبال می‌کند که البته امری طبیعی است.
اما همین امر طبیعی از دید مردم و مقامات افغانستان، ناقض حقوق و حاکمیت ملی آنهاست.
مردم افغانستان از این می‌ترسند که امضای پیمان علاوه بر تحمیل شرایط خفت‌بار، اوضاع آنها را نیز چه به لحاظ امنیتی و چه به لحاظ بازسازی کشور بهبود نبخشد.
در این میان، «حامد کرزی»رئیس جمهور افغانستان، بین خواسته آمریکا و آرمان‌های مردم خود گیر افتاده است و به همین خاطر، مواضع متناقض و دوپهلو اتخاذ می‌کند، زمانی می‌گوید امضای این پیمان برای مردم افغانستان موهبت به همراه دارد و آرزو می‌کند که در زمان حاکمیت وی، این پیمان به امضا برسد. اما این موضع همیشگی رئیس جمهور افغانستان نیست، چرا که وی به همان میزانی که در له پیمان حرف می‌زند، علیه آن نیز موضع می‌گیرد، مسئله‌ای که هم مردم افغانستان و هم مقامات واشنگتن را به قدر کافی گیج کرده است!


ن : غــــور
ت : جمعه هفدهم آبان 1392

بر‌اساس مفاد قانون اساسی افغانستان، قدرت سیاسی در این کشور مشروعیت خود را از طریق انتخابات آزاد و عادلانه به‌دست می‌آورد. انتخابات سال آینده از هر نگاه از سایر انتخابات‌ها متفاوت می‌باشد. تصویب و توشیح قانون جدید انتخابات، انتقال نظامی از نیروهای خارجی به نیروهای افغان، بیرون‌رفتن برخی از نیروهای خارجی از افغانستان در سال آینده، افزایش ناامنی و تنش میان جریان‌های مختلف سیاسی از شاخصه‌های اساسی این انتخابات‌اند.
در دموکراسی‌ها یک دولت، مشروعیت خود را از انتخابات و نتایج حاصله از اراده مردم به‌دست می‌آورد، اما مشروط به این‌که انتخابات طبق قانون به‌طور شفاف، آزاد و عادلانه برگزار شود و زمینه‌های لازم برای شرکت در انتخابات سراسری فراهم شود. برای یک انتخابات مشروع معیارها و شرایطی وجود دارند که لازمه اعتبار و مشروعیت انتخابات است. در این مقاله کوشش می‌کنم تا این معیارها و مشخصات را مورد مطالعه قرار دهم.

الف: مشخصات یک انتخابات آزاد و عادلانه

۱- انتخابات آزاد

- آزادی بیان و اندیشه برای کاندیداها، رای‌دهندگان، رسانه‌ها و دیگران؛

- آزادی گردهمایی و اجتماعات؛
- رفع موانع در رابطه به تبلیغات انتخاباتی و به راه‌اندازی پروسه انتخابات؛
- نبود موانع برای مشارکت آزادانه مردم در انتخابات؛
- رای‌دهی سراسری مبتنی بر مساوات؛
- آزادی انتخاب.
۲- انتخابات عادلانه
- پروسه شفاف؛
- موجودیت سیستم انتخاباتی که برای یک گروه خاص برتری قایل نباشد؛
- ایجاد یک اداره انتخاباتی مستقل و بی‌طرف؛
- برخورد غیرجانب‌دارانه و متوازن با همه کاندید‌اها از سوی رسانه‌ها، نیروهای امنیتی، عدلی و قضایی؛
- تبلیغات صادقانه؛
- بی‌طرفی برنامه‌های آموزشی انتخاباتی؛
- رسیدگی به مراکز رای‌دهی برای همه اطراف ذی‌دخل در انتخابات؛
- سری بودن رای؛
- مدل یگانه برای برگه‌های رای‌دهی؛
- مراکز رای‌دهی متناسب با شمار رای‌دهندگان؛
- برخورد با رای‌دهندگان با برابری به‌شکل عادلانه؛
- احترام به پروسیجرهای پیش‌بینی شده در قوانین و مقررات.


ن : غــــور
ت : سه شنبه بیست و ششم شهریور 1392

 آقای کرزی گفته که اگر مذاکرات صلح در افغانستان انجام ‌می‌شد، تابلو و پرچم دفتر طالبان پایین نمی‌شد

اگر لوحه و پرچم "امارت اسلامی طالبان"، در افغانستان بلند شود، کسی آنرا پایین نمی کند؟!

مگر ارتش و پلیس افغانستان، برای پایین کشیدن پرچم "امارت اسلامی طالبان"، نمی جنگند؟

برادر خواندن جنگجویان طالب از سوی رئیس جمهور حامدکرزی، دیگر کهنه شده است و حتی دیگر خوراک رسانه‌های خرده‌گیر هم نیست.

او به حدی این قرابت با طالبان را در پیام هایش تکرار کرد، که حالا برادری شان به رسمیت شناخته شده است.

با این وجود، به نظر می‌رسید که آقای کرزی با خواست‌های سیاسی طالبان مشکل جدی دارد و واکنش حکومتش در برابر پرچم و لوحه‌ی طالبان در قطر اوج تفاوت این دو دیدگاه را نشان می‌داد. ولی پیام عیدانه‌ رئیس جمهور کرزی، پرسش های جدیی تازه‌ را در مورد تفاوت‌های دیدگاه حکومت کنونی و جنگجویان طالب، بر انگیخته است.

رئیس جمهور کرزی،  به صراحت به طالبان گفت که شما اگر در افغانستان پرچم و لوحه‌تان را بلند می‌کردید، کسی آنرا پایین نمی‌آورد و خطاب به آنها گفت که "شما در جای بیرق (پرچم) بلند کردید که تنها مهمان بودید، صاحب خانه نبودید به همین دلیل به همان سرعت که بلند شده بود، پایین کشیده شد."

"به نظر می‌رسد جریانات ماه‌ها و هفته‌های اخیر نشان می‌دهد که طالبان احتمالا با پشتیبانی پاکستان و همسویی ایالات متحد آمریکا، به خواست مورد نظرشان که حالا کنترل بخش از افغانستان است دست بیابند و از ادعای حاکمیت بر کل افغانستان، بگذرند. گلبدین حکمتیار، رهبر حزب اسلامی افغانستان، نیز در پیام عیدی خود به نحوی به این اذعان کرده و از احتمال تجزیه افغانستان به نفع "اقلیت‌های قومی" سخن گفته است."

اگر قرار نیست که در برابر داعیه‌ "امارت اسلامی طالبان" و برداشت‌های که آنها از شریعت اسلام دارند، ایستادگی شود، پس ۳۵۰ هزار نیروی مسلح افغانستان، در برابر چه می‌جنگند؟

پشت پرده بسته شدن دفتر قطر

برخی تحلیل ها این سخنان آقای کرزی را حساب ناشده دانسته بودند که گویا جناب رئیس جمهور، پیامدها و تبعات سخنانش را خوب نه سنجیده بود.

اما این پیام رئیس جمهور کرزی را همچنین می‌توان به نوعی همسویی فکری با طالبان تعبیر کرد. از سوی دیگر، این پیام بیانگر تحولات پشت پرده‌ی است که پس از بسته شدن دفتر قطر، میان کابل، اسلام آباد، شورای کویته و واشنگتن اتفاق افتاده است.

بلافاصله پس از هیاهوی پرچم و لوحه‌، حکومت افغانستان، آنرا توطئه‌‌ای برای تجزیه‌ افغانستان خواند و رئیس دفتر حامد کرزی، به گونه‌ ضمنی پاکستان و آمریکا را در پشت یک دسیسه برای تجزیه‌ افغانستان معرفی کرد.

خوب حالا اگر بپذیریم که بلند شدن دو پرچم و دو نام - «جمهوری اسلامی افغانستان» و «امارت اسلامی افغانستان»- برای کشور، خطر دوپارچه شدن و تجزیه را به دنبال دارد، چرا آقای کرزی فکر می‌کند که این خطر، در صورت جدی است که آنها در قطر یا جای دیگری خارج از افغانستان، دست به چنین کاری بزنند؟

چندی پیش رسانه‌ها از سرتاج عزیز مشاور روابط خارجی نخست وزیر پاکستان، نقل کردند که پاکستان طرح دادن شمار از ولایات افغانستان به گروه طالبان را مطرح کرده است.

تحلیل اظهارات و واکنش های حکومت افغانستان در دو ماه اخیر نشان می‌دهد آنچه که سبب نگرانی حکومت است، محتوای مذاکرات نیست و حتی خواست نهایی طالبان که بر افراشته شدن پرچم شان است، نیز خواب از چشم حکومت نمی رباید، بلکه بیرون ماندن حکومت افغانستان به ویژه آقای کرزی از این جریان سبب پریشانی آنها است و سخنان حامد کرزی در روز عید، دلیل بر این مدعا است.

آقای کرزی با دادن این پیام، به صورت ضمنی حاکمیت طالبان در بخش‌های از افغانستان را که تحت نفوذ آنهاست می‌پذیرد و به آن مشروعیت می‌دهد.

چندی پیش رسانه‌ها از سرتاج عزیز مشاور روابط خارجی نخست وزیر پاکستان، نقل کردند که پاکستان طرح دادن شمار از ولایات افغانستان به گروه طالبان را مطرح کرده است.

در آن زمان این پیشنهاد در محافل رسانه‌یی و سیاسی افغانستان، واکنش های فراوان بر انگیخت. هرچند این مسأله از سوی حکومت پاکستان رد شد، اما حامل این پیام به حکومت افغانستان، عمر داوودزی سفیر افغانستان در اسلام آباد بود که خود بیانگر جدیت پیام است.

یک هفته از این بحث نگذشته بود که سرتاج عزیز وارد کابل شد و نواز شریف در پیوند به این سفر گفت که سرتاج عزیز با پیام «روشن» به کابل می‌رود.

حال محتوای این پیام روشن چه بود؟ سرتاج عزیز چرا پس از این نقل قول جنجال برانگیز وارد کابل شد؟ آیا سرتاج عزیز همان بحث دادن ولایات مشخص به طالبان را مطرح کرد؟ چیزی زیاد در مورد آنچه در این دیدار گذشته است نمی دانیم.

اما پس از سفر این مقام ارشد پاکستانی، حکومت پاکستان اعلام کرد که به زودی دفتر طالبان در قطر دوباره گشایش خواهد یافت و شورای عالی صلح افغانستان نیز از این خبر استقبال کرد.

چراغ سبز پیام‌های عیدی

"تحلیل اظهارات و واکنش های حکومت افغانستان در دو ماه اخیر نشان می‌دهد آنچه که سبب نگرانی حکومت است، محتوای مذاکرات نیست و حتی خواست نهایی طالبان که بر افراشته شدن پرچم شان است، نیز خواب از چشم حکومت نمی رباید، بلکه بیرون ماندن حکومت افغانستان به ویژه آقای کرزی از این جریان سبب پریشانی آنها است و سخنان حامد کرزی در روز عید، دلیل بر این مدعا است."

یک روز پیش از عید، خبر نخستین دیدار رسمی اعضای گروه طالبان با نمایندگان دولت افغانستان، نشر شد. این خبر از سوی حکومت افغانستان، به رسانه ها داده شده بود.

در این دیدار، نمایندگان پاکستان و آمریکا نیز حضور داشته‌اند. طالبان که پیش از این هرنوع مذاکره با حکومت حامد کرزی را رد می کردند، ظاهراً برای نخستین بار رو در روی حکومت افغانستان نشسته‌اند.

در شب عید،  ، به رسانه‌ها رسید. این پیام، برخلاف دیگر پیام‌هایی طالبان که در چنین مناسبت‌های نشر می شد، لحن‌نرم تر داشت و «هل من مبارز» نمی گفت و حتی دیگر پیام حکومت یکجانبه‌ طالبان در سالهای پس از ۲۰۱۴ را بیان نمی کرد. پیام ملا عمر، گمان حقیقی بودن مذاکرات دبی را افزایش داد.

در برابر این موضع‌گیری ملایم، حامد کرزی نیز این بار از برادر خواندن طالبان فراتر رفت و گفت که اگر طالبان در افغانستان لوحه‌ امارت اسلامی و بیرق خود را بلند کنند، پایین کشیده نخواهد شد.

به نظر می‌رسد جریانات ماه‌ها و هفته‌های اخیر نشان می‌دهد که طالبان احتمالا با پشتیبانی پاکستان و همسویی ایالات متحد آمریکا، به خواست مورد نظرشان که حالا کنترل بخش از افغانستان است دست بیابند و از ادعای حاکمیت بر کل افغانستان، بگذرند.

گلبدین حکمتیار، رهبر حزب اسلامی افغانستان، نیز در  به نحوی به این اذعان کرده و از احتمال تجزیه افغانستان به نفع "اقلیت‌های قومی" سخن گفته است.

 

پیام عیدی ملاعمر برخلاف دیگر پیام‌هایی طالبان که در چنین مناسبت‌های نشر می شد، لحن‌نرم تر داشت و «هل من مبارز» نمی گفت و حتی دیگر پیام حکومت یکجانبه‌ طالبان در سالهای پس از ۲۰۱۴ را بیان نمی کرد.

در برابر، طالبان احتمالا اجازه خواهند داد شماری مورد نظر نیروهای بین‌المللی، افغانستان را به صورت صلح‌آمیز ترک کنند و به پایگاه‌های نظامی آمریکا، پس از سال ۲۰۱۴ حمله نخواهند کرد.

به این ترتیب پاکستان نیز در سرحداتش با افغانستان، با یک اداره‌ی مورد اعتماد خودش روبرو خواهد بود و در برابر امتیاز که می‌گیرد، از گسترش نا امنی به دیگر مناطق افغانستان، دستِ‌کم در کوتاه مدت صرف نظر خواهد کرد.

در صورت تحقق چنین سناریویی، حکومت افغانستان کمترین برد را در این میان خواهد داشت؛ بدین معنی که کنترل مستقیم حکومت بر بخشی از کشور از دست می‌رود و تحریک طالبان مشروعیت به دست می آورند.

اما تنها چیزی که برای دیگر نقاط کشور به دست می آید، امنیت برگزاری انتخابات ریاست جمهوری و احتمالا ادامه‌ این امنیت نسبی، در صورت قانع بودن طالبان به محدوده‌ جغرافیایی که در زیر تسلط شان قرار خواهد گرفت.


ن : غــــور
ت : یکشنبه بیستم مرداد 1392